زیرا سرگرم دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند... "کوروش کبیر"
|
السلام علیک یا قاسم ابن الحسن (ع) درود ما بر آن نوجوان يتيمي كه در كربلا، كام تشنهي خود را با عسل سيراب كرد
| ||
|
[ دوشنبه 1390/11/24 ] [ 12:23 ] [ احلی من عسل ]
به دنبال باران های بهاری و توفان های شدید در تهران، گرد و خاک اصحاب روابط عمومی در به دست آوردن یک روز از رویدادهای بحث انگیز هفته گذشته بود. روزی که در نامگذاری آن بحث است و در محتوای آن تفاوت نظر و دیدگاه مشاهده می شود. چندی پیش از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای فرهنگ عمومی کشور «روز ملی ارتباطات و روابط عمومی» تصویب و به تقویم روز های کشور اضافه شد. این در حالی است که از سال 1348 تا کنون روزی با عنوان روز جهانی ارتباطات یا روز جهانی مخابرات هر ساله در روز 27 اردیبهشت در کشور ما جشن گرفته می شود. بر اساس تمبر های یادبود چاپ شده در شرکت پست ایران در این مدت، از 22 قطعه تمبر منتشر شده 14 مرتبه عنوان روز جهانی ارتباطات و هشت مرتبه عنوان روز جهانی مخابرات روی تمبرها نقش بسته است. اما این روز در هیچ زمانی بیش از امسال سرگردان نشده است. اما نکته جالب انتخاب هفت نام با زمینه ای تقریباً مشابه از سوی هفت منبع است؛ - روز جهانی مخابرات و ارتباطات (برخی از روزنامه ها ) - روز ملی ارتباطات و روابط عمومی (مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای فرهنگ عمومی) - روز روابط عمومی (رادیو فرهنگ - هنر هشتم - جام جم) - روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی (اطلاعیه ها و پارچه نوشته ها) - روز جهانی ارتباطات و جامعه اطلاعاتی (ایسنا به نقل از دبیر کل سازمان ملل) - روز جهانی مخابرات و جامعه اطلاعاتی (ایسنا به نقل از دبیر کل اتحادیه بین المللی مخابرات) - روز جهانی جامعه اطلاعاتی (روابط عمومی شرکت ارتباطات سیار) همان طور که در آگهی های شرکت ارتباطات سیار دیده می شود این روز از نظر سازمان ملل از نوامبر سال قبل به نام روز «جامعه اطلاعاتی» تغییر کرده و جایگزین روز جهانی ارتباطات / مخابرات سابق شده است. اما سوال این است که بالاخره روز 27 اردیبهشت چه روزی است؟ آیا روز نامگذاری شده جدید در ایران یک روز ملی در کنار روز جامعه اطلاعاتی است؟ آیا این روز یک روز جهانی ولی مونتاژشده در تهران است؟ و آیا اصحاب روابط عمومی هم برای خود صاحب یک روز مستقل شده اند؟ و بالاخره تکلیف تقویم سال آینده چه می شود؟ البته این سوال هم باقی است که آیا شاغلان حرفه روابط عمومی که خود مسوولیت «روزبانی» را یدک می کشند و در همه روزها حضور دارند نیازی به یک روز ملی یا جهانی دارند؟ بنابر این هر چند «روزی» انتخاب شده است ولی بحث درباره انتخاب روز و جایگاه، زمان و ضرورت آن هنوز ادامه دارد. به نظر می رسد انتخاب زادروز یا سالمرگ چهره ای نامدار در عرصه فرهنگ، تاریخ یا علم در سرزمینی با پیشینه 3500 سال فعالیت روابط عمومی، یا تعیین رویداد یا مناسبتی تاریخی می توانست این نکوداشت را هدفمند و موجه تر کند. فلسفه تعیین یک روز برای روابط عمومی باید بیش از کسب شهرت و خوشنامی یا صرفاً یک مجموعه برنامه ها باشد. نامگذاری روزهایی با ابعاد جهانی مانند بهداشت، سالمندان، مبارزه با بی سوادی، محیط زیست، آزادی مطبوعات، استاندارد، معلولان، آب و...بالغ بر 20 عنوان دیگر با هدف کسب حمایت عمومی در جهت پیشبرد و ترویج برنامه هایی است که در خدمت عموم مردم یک جامعه و جهانیان است. جا داشت در کشوری که آن همه بزرگان شعر و ادب دارد هم زمان با نکوداشت یکی از آنها روزی را انتخاب می کردیم تا سرمشقی برای فعالان این حرفه قرار گیرد. روز انتخاب شده رنگ و بوی فنی دارد و ما را از همجواری با نزدیکترین حرفه ها یعنی روزنامه نگاری دور می سازد. در این روز نه خلاقیتی دیده می شود؛ نه نوآوری وجود دارد و نه اثری از باروری فرهنگ حرفه ای به چشم می خورد. در آینده نیز این روز تحت تأثیر روز جهانی جامعه اطلاعات قرار خواهد گرفت.از نامگذاری که بگذریم به محتوای روز می رسیم. در این روز بار دیگر مفهوم روابط عمومی با چهل سال سابقه آموزش در کشور باز تعریف شد. خالی از لطف نیست تا دیدگاه های دولتمردان نسبت به این مفهوم را در چهار گونه رویکرد مرور کنیم؛ الف- جامعه محور رئیس جمهور؛ «نگاه ما به مساله ارتباطات فراتر از نگاه اقتصادی و سودآوری است.»«برخی تصور می کنند که روابط عمومی ها مسوول توجیه کردن و دادن یک چهره مطلوب به یک سازمان و یا شرکت هستند، که این نگاه از نگاهی سودمحور و مشتری محور منبعث است.»«اگر می خواهیم فرهنگ متعالی داشته باشیم نیازمند مشارکت مردم هستیم و اینگونه نیست که عده ای بنشینند و طراحی فرهنگ کنند.»«رابطه عاطفی با مردم پایه نظارت و حرکت رو به جلوی ماست و ایجاد این امر هنر روابط عمومی ها است ما باید در این راستا گروه های فکری قوی تشکیل دهیم، بنشینیم و با یکدیگر گفت وگو و بررسی کنیم که چگونه با مردم یک ارتباط مناسب تر برقرار کنیم.» «روابط عمومی ها در ایجاد اعتماد و جلب مشارکت مردم و همچنین ایجاد سازوکارهایی برای نظارت هرچه بیشتر مردم و پاسخگویی نقش مهمی دارند.» ب- قدرت محور رئیس مجلس؛ «حکمرانی در چنین جهانی بدون بهره مندی از روابط عمومی ممکن نیست و هر کشوری در کنار کارهایش باید چشمی هم به ارتباطات و روابط عمومی داشته باشد.» مشاور رئیس جمهور؛ راز و فلسفه تعبیه روابط عمومی در نهادها و سازمان های مختلف، مهندسی افکار عمومی است، افکار عمومی که زیرساخت بسیار مهم نظام مردم سالاری دینی و بزرگترین و مهم ترین سرمایه اجتماعی است. ...نهاد روابط عمومی می تواند هم شکل دهنده افکار عمومی باشد و هم هدایت کننده آن. سخنگوی دولت؛ ابزارهای اطلاعاتی نقش مهمی در تحکیم رابطه دولت و ملت دارند. پ- رسانه محور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام؛ «روابط عمومی ها باید از ابزار پیشرفته علمی امروز که همین سیستم های دیجیتالی و الکترونیکی است برای انجام وظایفشان استفاده کنند.» رئیس مجلس؛ «روزنامه ها در کشور ما به یک جریان سیاسی تعلق دارند و همه می دانند که فلان روزنامه برای چه جریان فکری است.»... «روابط عمومی بدون روابط خصوصی ممکن نیست و در واقع اصل آن روابط خصوصی است و مسوول روابط عمومی که رابطه خصوصی با رسانه ها نداشته باشد موفق نیست و در واقع کلید روابط عمومی در جعبه روابط خصوصی پنهان است و شما باید با اصحاب رسانه رابطه خاص داشته باشید.»رئیس جمهور؛ «امروز وقتی می گوییم ارتباطات ذهن بلافاصله به سمت ابزار ارتباطات حرکت می کند... در اعتقادات ما بر اهمیت روابط بین انسان ها تاکید شده است و ما اگر از روابط بین انسان ها دست برداریم و انسان ها چنین روابطی را نداشته باشند مانند سنگ و جمادات می شوند، آنچه که به جامعه انسانی روح و هویت جمعی می دهد، ارتباطات انسانی است.» د- پیام محور رئیس جمهور؛ «ما از روابط عمومی ها این انتظار را نداریم که خطاپوشی کنند و کار ضعیف را با تبلیغات قوی جلوه دهند... کار اطلاع رسانی با تبلیغات و بزرگ کردن امور متفاوت است.»رئیس جمهور؛ «با یک جریان سازمان یافته برای انتشار اخبار و تحلیل های غیرواقعی و دروغ مواجه هستیم و این خبرهای دروغ را به صورت پشت سرهم منتشر می کنند، ما نیازمند اطلاع رسانی مستمر هستیم.» رئیس مجلس؛ «رسانه ها اطلاع رسانی نمی کنند بلکه اطلاع رسانی را به محفلی برای تضعیف رقیب و تقویت خودشان تبدیل می کنند.» وزیر ارتباطات؛ «دولت نهم از ابزار تبلیغاتی به نحو مطلوب برخوردار نیست..... نقش روابط عمومی ها در دولت ها به خصوص دولت نهم بسیار بالا است.» عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی [ چهارشنبه 1391/02/27 ] [ 10:34 ] [ احلی من عسل ]
27 اردیبهشت روز جهانی ارتباطات
[ چهارشنبه 1391/02/27 ] [ 10:28 ] [ احلی من عسل ]
تسلیت به خانواده به حلاج - عبدالهی - ارشدی - سنجر درگذشت پدری مهربان ودلسوز، مرحوم مغفور ** حاج حسن به حلاج** را خدمت شماو خانواده محترمتان تسلیت گفته و از خداوند برایشان صبر و اجر جزیل خواهانیم و برای آن مرحوم مغفرت الهی را خواستاریم. ما را در غم خود شریک بدانید . [ چهارشنبه 1391/02/27 ] [ 10:26 ] [ احلی من عسل ]
1- بهشت را جست وجو نمودم، پس آن را در بخشندگي و جوانمردي يافتم. 2- تندرستي و رستگاري را جست و جو نمودم، پ آن را در گوشه گيري (مثبت و سازنده) يافتم. 3- سنگيني ترازوي اعمال را جست و كردم، پس آن را در گواهي به يگانگي خداي تعالي و رسالت حضرت محمد (ص) يافتم. 4- سرعت در ورود به بهشت را جستم، پ آن را در كار خالصانه براي خداي تعالي يافتم. 5- دوست داشتن مرگ را جست جو نمودم، پس آن را در پيش فرستادن ثروت (انفاق) براي خشنودي خداي تعالي يافتم. برگ عيشي به گور خويش فرست كس نيارد ز پس، تو پيش فرست 6- شيريني عبادت را جست و جو كردم، پس آن را در ترك گناه يافتم. 7- رقت (نرمي) قلب را جستم، پس آن را در گرسنگي و تشنگي (روزه) يافتم. 8- روشني قلب را جست و جو كردم، پس آن را در انديشيدن و گريستن يافتم. 9- (آساني) عبود بر صراط را جست جو نمودم، پس آن را در صدقه يافتم. 10- روشني رخسار را جست و جو كردم، پ آن را در نماز شب يافتم. 11- فضيلت جهاد را جستم، پس آن را در به دست آوردن هزينه زندگي زن و فرزند يافتم. 12- دوستي خداي تعالي را جست و جو كردم، پس آن را در دشمني با گنهكاران يافتم. 13- سروري و بزرگي را جست و جو نمودم، پس آن را در خير خواهي براي بندگان خدا يافتم. 14- آسايش قلب را جستم، پس آن را در كمي ثروت يافتم. 15- كارهاي پر ارزش را جست و جو نمودم، پس آن را در شكيبايي يافتم. 16- بلندي قدر و حسب را جست و جو كردم، پس آن را در دانش يافتم. 17- عبادت را جست و جو نمودم، پس آن را در پرهيزگاري يافتم. 18- آسايش را جستم، پس آن را در پارسايي يافتم. 19- برتري و بزرگواري را جست و جو نمودم، پس آن را در فروتني يافتم. 20- عزت (ارجمندي) را جست و جو كردم، پس آن را در راستي و درستي يافتم. 21- نرمي و فروتني را جست و جو نمودم، پس آن را در روزه يافتم. 22- توانگري را جستم، پس آن را در قناعت يافتم. قناعت، توانگر كند مرد را خبر كن حريص جهانگرد را 23- آرامش و همدلي را جست جو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن يافتم. 24-همراهي و گفت و گو با مردم را جستم، پس آن را در خوش خويي يافتم. 25- و خشنودي خداي تعالي را جست و جو كردم، پس آن را در نيكي به پدر و مادر يافتم.
[ سه شنبه 1391/02/26 ] [ 11:30 ] [ احلی من عسل ]
در شگفتم که سلام آغاز هر
دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ،
آغاز دیدار است . (دکتر علی شریعتی)
[ سه شنبه 1391/02/26 ] [ 11:24 ] [ احلی من عسل ]
معاشرت در خانواده سرپرست خانواده خسران خانواده خانواده در بهشت 1. آرامش و سكون خانواده، فلسفه تشكيل آن:
ادامه مطلب [ دوشنبه 1391/02/25 ] [ 11:26 ] [ احلی من عسل ]
به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد
[ دوشنبه 1391/02/25 ] [ 11:18 ] [ احلی من عسل ]
خدای تعالی به او وحی می فرستد: فاطمه! به عزت و جلال و بلندمرتبگی خود سوگند که دو هزار سال پیش از آن که آسمان ها و زمین را بیافرینم، بر خویشتن پیمان بسته بودم تا دوستداران تو و عترت تو را در آتش عذاب نکنم. این روایت در جلد سوم تفسیر برهان علامه بحرانی نیز نقل شده است.
[ یکشنبه 1391/02/24 ] [ 10:27 ] [ احلی من عسل ]
خدايا :حکمت قدم هايي را که برايم بر مي داري بر من آشکار کن ،
[ یکشنبه 1391/02/24 ] [ 10:26 ] [ احلی من عسل ]
با تبریک میلاد با سعادت حضرت فاطمه الزهرا (س) روز مادر وروز زن گرامی میداریم یاد و خاطره همه مادران به ویژه مادرانی که هنوز در این مؤسسه نام و یادشان هنوز زنده است - بانو جوبیان والده اخوان داروغه - بانو جوبیان والده اخوان نوذریان - بانو فخری والده اخوان عربیان - بانو مؤمن والده اخوان رستگار - بانو جوبی والده دکتر رمضانی مقدم – بانو مؤمن والده نعمت اله مومن - بانو ابصری والده حاج ناصر مداحی - بانو شریفی والده دکتر کرباسی - بانو نصیری متعلقه مرحوم محمد مولودی - بانو غفوری والده اخوان یزدانی - بانو ایرانیان صبیه هوشنگ ایرانیان - بانو رستگار والده اخوان ایرانیان - بانو دولتی والده اخوان پدرام - بانو فیروزی والده اخوان ملکی - بانو داروغه صبیه جهان داروغه - بانو محبتی همشیره اخوان محبتی - بانو سنجر صبیه مرحوم حسن سنجر - بانو مؤمن والده شهید مؤمن - بانو جدی والده اخوان جدی - بانو مهر آبادی والده اخوان مهر آبادی - بانوجشنی والده اخوان جشنی - بانو مهرانی والده اخوان مشکانی - بانو بمانی مقنی و صبیه اش - بانو محترم عربیان - بانو اشرف سادات ساجدین - بانو پهلوانی پوروالده دخیل ضابطی - وسایر مادران به رحمت ایزدی پیوسته
شادی روح همه صلوات خیریه یتیم مجتبی (ع) آران [ شنبه 1391/02/23 ] [ 22:0 ] [ احلی من عسل ]
ما ريز خور سفره ي احسان حسينيم صد شكر كه در خيل محبان حسينيم
[ شنبه 1391/02/23 ] [ 12:28 ] [ احلی من عسل ]
میلاد پاک ترین بانوی هستی ، سرور بانوان دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیه بر تمام بانوان مبارک برچسبها: حضرت زهرا [ جمعه 1391/02/22 ] [ 20:59 ] [ احلی من عسل ]
![]() گلعذارى ز گلستان جهان ما را بس زين چمن سايه ء آن سرو روان ما را بس يار با ماست چه حاجت كه زيادت طلبيم دولت صحبت آن مونس جان ما را بس از در خويش خدا را به بهشتم مفرست كه سر كوى تو از كون و مكان ما را بس [ جمعه 1391/02/22 ] [ 20:50 ] [ احلی من عسل ]
[ چهارشنبه 1391/02/20 ] [ 10:26 ] [ احلی من عسل ]
![]() در اسارت، اذان گفتن با صدای بلند ممنوع بود. ما در آنجا اذان میگفتیم، اما به گونهای که دشمن نفهمد. روزی جوان هفده ساله ضعیف و نحیفی، موقع نماز صبح بلند شد و اذان گفت. ناگهان مأمور بعثی آمد و گفت: «چیه؟ اذان میگویی؟ بیا جلو»! یکی از برادران اسدآبادی دید که اگر این مؤذن جوان ضعیف و نحیف، زیر شکنجه برود، معلوم نیست سالم بیرون بیاید، پرید پشت پنجره و به نگهبان عراقی گفت: «چیه؟ من اذان گفتم نه او».آن بعثی گفت: «او اذان گفت». برادرمان اصرار کرد که «نه، اشتباه میکنی. من اذان گفتم». مأمور بعثی گفت: «خفه شو! بنشین فلان فلان شده! او اذان گفت، نه تو». برادر ایثارگرمان هم دستش را گذاشت روی گوشش و با صدای بلند شروع کرد به اذان گفتن. مأمور بعثی فرار کرد. وقتی مأمور عراقی رفت، او رو کرد به آن برادر هفده ساله که اذان گفته بود و به او گفت: «بدان که من اذان گفتم و شما اذان نگفتی. الان دیگر پای من گیر است». به هر حال، ایشان را به زندان انداختند و شانزده روز به او آب ندادند. زندان در اردوگاه موصل (موصل شماره 1 و 2) زیر زمین بود. آنقدر گرم بود که گویا آتش میبارید. آن مأمور بعثی، گاهی وقتها آب میپاشید داخل زندان که هوا دم کند و گرمتر شود. روزی یک دانه سمون (نان عراق) میدادند که بیشتر آن خمیر بود. ایشان میگفت: «میدیدم اگر نان را بخورم از تشنگی خفه میشوم. نان را فقط مزه مزه میکردم که شیرهاش را بمکم. آن مأمور هم هر از چند ساعتی میآمد و برای اینکه بیشتر اذیت کند، آب میآورد، ولی میریخت روی زمین و بارها این کار را تکرار میکرد». میگفت: «روز شانزدهم بود که دیدم از تشنگی دارم هلاک میشوم. گفتم: یا فاطمه زهرا! امروز افتخار میکنم که مثل فرزندتان آقا حسین بن علی اینجا تشنهکام به شهادت برسم». گفتم: یا فاطمه زهرا! امروز افتخار میکنم که مثل فرزندتان آقا حسین بن علی اینجا تشنهکام به شهادت برسم. سرم را گذاشتم زمین و گفتم: یا زهرا! افتخار میکنم. این شهادت همراه با تشنهکامی را شما از من بپذیر و به لطف و کرمت،این را به عنوان برگ سبزی از من قبول کن. دیگر با خودم عهد کردم که اگر هم آب آوردند سرم را بلند نکنم تا جان به جان آفرین تسلیم کنم. تا شروع کردم شهادتین را بر زبان جاری کنم، دیدم که زبانم در دهانم تکان نمیخورد و دهانم خشک شده است. در همان حال، نگهبان بعثی آمد پشت پنجره، همان نگهبانی که این مکافات را بر سر ما آورده بود و همیشه آب میآورد و میریخت روی زمین. او از پشت پنجره مرا صدا میزد که بیا آب آوردهام. ![]() اعتنایی نکردم. دیدم لحن صدایش فرق میکند و دارد گریه میکند و میگوید: بیا که آب آوردهام. او مرا قسم میداد به حق فاطمه زهرا (س) که آب را از دستش بگیرم. عراقیها هیچوقت به حضرت زهرا(س) قسم نمیخوردند. تا نام مبارکت حضرت فاطمه(س) را برد، طاقت نیاوردم. سرم را برگرداندم و دیدم که اشکش جاری است و میگوید: «بیا آب را ببر! این دفعه با دفعات قبل فرق میکند». همینطور که روی زمین بودم، سرم را کج کردم و او لیوان آب را ریخت توی دهانم. لیوان دوم و سوم را هم آورد. یک مقدار حال آمدم. بلند شدم. او گفت: به حق فاطمه زهرا بیا و از من درگذر و مرا حلال کن! گفتم: تا نگویی جریان چیست، حلالت نمیکنم. گفت: دیشب، نیمهشب، مادرم آمد و مرا از خواب بیدار کرد و با عصبانیت و گریه گفت: چه کار کردی که مرا در مقابل حضرت زهرا(س) شرمنده کردی. الان حضرت زهرا(س) را در عالم خواب زیارت کردم. ایشان فرمودند: به پسرت بگو برو و دل اسیری که به درد آوردهای را به دست بیاور وگرنه همه شما را نفرین خواهم کرد.
[ دوشنبه 1391/02/18 ] [ 11:27 ] [ احلی من عسل ]
آیت الله بهجت مردم عراق و شیعیان به ظلم صدام و آمریکا و متّحدانش گرفتارند، و بلا و آتش بر سرشان می بارد. اگر ما خود را به جای آنها بگذاریم، کأنّه بلا بر سر ما می بارد. آنها نه مقرّی ندارند و نه مفرّی. معاش هم ندارند، و در سرای خود بدون نفت و آب و برق و نان هستند. آیا درست است مسلمانها این گونه مبتلا و گرفتار باشند و ما غافل باشیم و دست روی دست بگذاریم و حتّی حال دعا و توسل هم نداشته باشیم!؟ مگر صاحب کار یکی نیست، مگر امور ما و آنها به دست یکی نیست!؟ پس چرا به او متوسل نمی شویم و در رفع مشکلات و شداید و بلاها از او استمداد نمی کنیم و او را نمی خوانیم!؟ [ یکشنبه 1391/02/17 ] [ 10:28 ] [ احلی من عسل ]
امام باقر علیه السلام : اِنَّ اللّه تَعالی لَیُنادی کُلَّ لَیْلَةِ جُمُعَةٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ اَوَّلِ اللَّیلِ اِلی آخِرِهِ: اَلا عَبْدٌ مُؤمِنٌ یَدْعونی لاِخِرَتِهِ وَ دُنْیاهُ قَبْلَ طُلوعِ الْفَجْرِ لاُِجیبَهُ؟ اَلا عَبْدٌ مُؤمِنٌ یَتوبُ اِلَیَّ مِنْ ذُنوبِهِ قَبْلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَتوبَ عَلَیْهِ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ قَد قَـتَّرتُ عَلَیهِ رِزقَهُ فَیَساَ لَنِی الزِّیادَةَ فی رِزقِهِ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَزیدَهُ وَ اُوَسِّعَ عَلَیهِ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ سَقیمٌ یَساَلُنی اَن اَشفیَهُ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فاُعافیَهُ؟ اَلا عَبدٌ مُؤمِنٌ مَحبوسٌ مَغمومٌ یَساَلُنی اَن اُطلِقَهُ مِن حَبسِهِ وَ اُخَلِّیَ سَربَهُ؟ اَلا عَبْدٌ مُؤمِنٌ مَظلومٌ یَساَلُنی اَن آخُذَ لَهُ بِظُلامَتِهِ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فَاَنْتَصِرَ لَهُ وَ آخُذَ لَهُ بِظُلامَتِهِ؟ قالَ علیه السلام: فَلا یَزالُ یُنادی بِهذا حَتّی یَطلُعَ الفَجرُ؛ خداوند متعال، هر شبِ جمعه، از آغاز شب تا پایان آن، از فراز عرش خویش ندا می دهد: «آیا بنده مؤمنی نیست که تا پیش از سپیدهدَم، مرا برای آخرت و دنیایش بخواند و من، پاسخش دهم؟» آیا بنده مؤمنی نیست که تا پیش از سپیدهدَم از گناهانش به درگاه من، توبه کند و من هم به سوی او بازگردم [و توبه اش را بپذیرم]؟ آیا بنده مؤمنی نیست که من روزیاش را بر او تنگ کرده باشم و او تا پیش از سپیدهدَم، افزایش در روزیاش را از من بخواهد و من بر روزی او بیفزایم و به آن گشایش دهم؟ آیا بنده مؤمنِ زندانی و غمزدهای نیست که از من بخواهد از زندان آزاد و رهایش کنم؟ آیا بنده مؤمنِ ستمدیدهای نیست که تا پیش از سپیدهدَم از من بخواهد که دادش را بستانم و من انتقام او را بگیرم و داد وی بستانم؟ و تا سپیدهدَم، به این ندا ادامه میدهد. تهذیب الأحکام: ج 3، ص 5، ح 11 [ یکشنبه 1391/02/17 ] [ 10:26 ] [ احلی من عسل ]
[ شنبه 1391/02/16 ] [ 12:25 ] [ احلی من عسل ]
تسلیت به خانواده اسلامی - روحانی بیدگلی درگذشت پدری مهربان ودلسوز، مرحوم مغفور ** حاج فضل اله اسلامی بیدگلی ** را خدمت شماو خانواده محترمتان تسلیت گفته و از خداوند برایشان صبر و اجر جزیل خواهانیم و برای آن مرحوم مغفرت الهی را خواستاریم. ما را در غم خود شریک بدانید . خیریه یتیم مجتبی شهرستان آران وبیدگل - هیئت قاسم ابن الحسن آران [ شنبه 1391/02/16 ] [ 12:19 ] [ احلی من عسل ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||